خرید بک لینک
فالو آس (هیم) آن اینستاگرام.

camuswood

برچسب: نویسنده: کوروش نیکنام تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 3:53

تصور کنید که با خود قرار گذاشته اید یک هفته دیگر خودکشی کنید. در این یک هفته چه کار می کنید؟

برچسب: نویسنده: کوروش نیکنام تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 15:10

یک انقدر راجع به خودکشی با این و اون حرف زدم، اگر فردا برم زیر ماشین و له شم، همه فکر می کنن که قرص خوردم و خودمو خلاص کردم. اون یک درصدی هم که حرف خونواده رو باور می کنن، مطمئنن که خودم خودمو پرت کردم زیر ماشین و در واقع تصادفی در کار نبوده. نباید راجع به چیزی که قطعی نیست حرف زد. فقط وقتی راجع به خودکشی حرف بزنین که مطمئنین خودکشی می کنین و درست هم انجامش می دین. وقتی انجامش ندین، حس اعتماد مردم بهتون از بین می ره. دیگه زیاد نمی تونن روتون حساب کنن. حق هم دارن. دو ساعت یازده الی دوازده شب، ساعتیه که آدم هی کانتکت هاش رو چک می کنه، ببینه حال کی رو بپرسه بهتره

برچسب: نویسنده: کوروش نیکنام تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:38

همه چیز یه سوء تفاهم بود. همه فهمیدن من کار اشتباهی نکردم و باهام خوب شدن. منتها یا از سر غرور و یا از سر خجالت و یا هر دو، مثل سابق باهام نبودن. تنها قربانی خواب رنوی بیچاره بود که بنده خدا یکی رو پیچونده بود و سر بزنگاه طرف مچشو گرفت. طفلک. رنو توی خواب هم طفلکه. بعدش یک نفر رو از طبقه سوم یا چهارم یه ساختمون پرت کردم پایین. چون یه نفر رو که من خیلی دوسش داشتم مسخره کرد. بعدش فرار. فرار. فرار. فرار. فرار. و عاقبت رهایی. خوبی خواب اینه که آدم توش مراعات نمی کنه. بدیش اینه که بیدار می شی می بینی خواب بودی.

برچسب: خواب دیدم شوهرم زن گرفته,خواب دیدم مرده ام,خواب دیدم, شدم,خواب دیدم ناهید,خواب دیدم دوستم حامله است, نویسنده: کوروش نیکنام تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:38

وقتی با یه نفر می ری یه جایی و بعد از یه مدتی اون جا سر جاشه ولی اون یه نفر سر جاش نیست، هر بار که می ری اونجا، اونجا دیگه اونجا نیست. گاهی مغز آدم درست کار نمی کنه. وقتی که با یه نفر یه جا نمی ری و بعد از یه مدتی اون جا سر جاشه ولی اون یه نفر سر جاش نیست، بعد هر بار که می ری اونجا، بازم اونجا دیگه اونجا نیست. حس کردن جای خالی کسی در جایی که هیچ وقت اونجا نبوده، از مشکلات مغزیه. احتمال قریب به یقین درمان هم داره. منتها نمی دونم چند درصد از آدمها دلشون می خواد این مشکل رو درمان کنن. یکی از خوبی های وبلاگ در این دوران اینه که دیگه خبری توش نیست. فیسبوک و اینستاگرام

برچسب: نویسنده: کوروش نیکنام تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:38

رفتم ماشین رو بیارم تو پارکینگ، دیدم اون طرف نرده ها، وسط پارک پر از رفت و آمد، یه دختر و پسر نشستن روی نیمکت. پشتشون بهم بود. دختره عین تمام دخترها یه پاش رو انداخته بود روی اون یکی پاش، و پسره هم انگار که خبر مرگ کسی رو بهش داده باشن، خم شده بود و در حالی که سرش رو با دستاش گرفته بود، داشت زمین رو نگاه می کرد. رومانتیک ترین صحنه سال تعلق می گیره به دختری که بدون اینکه به پسره نگاه کنه، موهای پسره رو نوازش می کنه، شاید نرمی و بوی دستاش مرهمی باشه بر زخم انگار عمیق پسر. تراژیک ترین شکل ممکن تعلق می گیره به پسری که از فرط ناراحتی خم شده و همین امر باعث شده درز

برچسب: نویسنده: کوروش نیکنام تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:38

حذف شدن برزیل در مرحله گروهی، قهرمان نشدن آرژانتین با گل نشدن پنالتی مسی، حذف اسپانیا و انگلیس، باخت های پیاپی تیم ملی والیبال. چقدر زندگی زیباست این روزها. امیدوارم این روند دل انگیز با مرگ شجریان و کیارستمی و قطع نخاع شدن اصغر فرهادی و ترانه علیدوستی ادامه پیدا کنه. برای سال بعد آرزوهای قشنگ تری دارم. پ ن: به این می گن استجابت دعا! انشاالله بعدیاش هم به زودی!

برچسب: تراوین با سرعت 10000 به بالا, نویسنده: کوروش نیکنام تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:38

کاشکی می شد به جز زندگی کردن کار دیگه ای کرد. می شد یه مدت مرخصی بدون حقوق از خدا گرفت، رفت یه کار دیگه ای کرد جز خوردن، خوابیدن، کاریدن، پولیدن، عشقیدن، نفرتیدن، ریدن، مردن. یه کاری جز زیستن. اینکه زندگی تبدیل شده به یه کار تمام وقت بدون مرخصی مخالف قانون کاره. کارگر ماهی یک روز حق مرخصی داره. کارگر حق استعفا داره. "و خداوند بهترینِ کارفرمایان است. اگر بکارید (کارِتون رو درست انجام بدید)" سوره مبارکه لنین، آیه 69

برچسب: کاشکی رو کاشتن سبز نشد, نویسنده: کوروش نیکنام تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:37

دلم به خوشبختی ت خوش نیست عزیز دلم. دلم به بدبختی ت هم خوش نیست. در این لحظه که دارم ناله هام رو می چسم، دلم برای روزهای خوبمون یک ذره شده. روزهایی که می گفتی نمی تونی پنج ثانیه پشت سر هم توی چشمام نگاه کنی، روزهایی که می گفتم نمی تونم پنج ثانیه کمتر دستات رو بو کنم. دروغ می گفتیم؟ نمی دونم. مهم هم نیست. اون موقع قشنگ بود. الان گذشته و دیگه مهم نیست. هرجا می رم، هرچی می بینم، هرچی می شنوم، مغز مریضم یه جوری به تو ربطش می ده. بادمجون می خورم، یاد این میفتم که بادمجون که می خوری شکمت می زنه بیرون. اسم نوتلا رو می شنوم، یاد این می افتم که یه زهرماری از نوتلا بار رو

برچسب: اینجا من مینویسم, نویسنده: کوروش نیکنام تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 17:39

تصور کنید که این هفته، آخرین هفته زندگی شماست. چه کار می کنید؟

برچسب: م مثل مرگ معرفت مردم,م مثل مرگ,م مثل مرگ معرفت, نویسنده: کوروش نیکنام تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 17:39

صفحه بندی